به دلم باز هوای تو کند غوغایی
از غمت، گشته درون دل من بلوایی
ای شهنشاه دو عالم یا حسین ابن علی
شعله ور تر بنما این شرر شیدایی
یا حسین ای شرف هستی و هر آنچه که هست
همه جا گشته ام و نیست چو تو مولایی
یک اباالفضل تو لیلا شده، عالم مجنون
چه کسی دیده که لب تشنه بود سقایی
یا حسین! جانم اگر نیست گران لیک پذیر
مردن از داغ تو نبود سخن بی جایی
از غمت حضرت آدم به همه عمر گریست
گریه ی بر تو دهد بر دل و جان پایانی
جاودان هستی و هر آنکه بمیرد از عشق
می دهد نام نکویش به فلک پویایی
ای حسین ای شه لب تشنه تو را می خواهم
زنده کن جان مرا با نفس عیسی یی
کربلا را ز تو می خواهیم و اکنون ای یار
تو برآورده کن آن را به ید بیضایی
من عزادار تو هستم نیش ها نوش دلم
گر کند سخره مرا جاهل و هر دانایی
گریه ی بر تو حسینا عشق می زاید و شور
هر کجا هست تحول تو به حق آنجایی
ای سلاطین جهان خاک کف پای درت
فخر داری به همه چون تو گل زهرایی
مهربان تر به من ای از پدر و از مادر
می شود مست شوم با نگه شهلایی
جان عباس علمدار، همان ماه غریب
یاریم کن که شوم تا ابد عاشورایی
هادی قهرمانی
در شب پر شور عاشورا ، به دشت کربلا
تا سحر ، بيدار و شادانند اصحاب حسين
صوت قرآن و ، نماز است و ، مناجات و دعا
روشنائي بخش آنان ، نور مهتاب حسين .....
گفت با خويشان و با اصحاب خود آن شب امام
چون که فردا ، روبرو با لشگر دشمن شوم
جز شهادت نيست راه ديگري در اين قيام
دوست دارم ، کشته در اين راه ، تنها من شوم
هر که ميترسد ز جان خود ، درين جنگ شديد
خيز و ، در پردة شب ، گيرد اکنون راه خويش
هر که ميخواهد که فردا ، همرهم گردد شهيد
عهد بندد با خدايش ، در دل آگاه خويش
يک زبان ، گفتند : هرگز ، اي عزيز فاطمه
کي ترا تنها گذاريم و ، ازين صحرا رويم
نيست ما را يا حسين از اين شهادت واهمه
اي خوشا ، با رو سپيدي ، ما ازين دنيا رويم
در شب پر شور عاشورا ، به دشت کربلا
تا سحر بيدار و شادانند اصحاب حسين
صوت قرآن و ، نماز است و ، مناجات و دعا
روشنائي بخش آنان ، نور مهتاب حسين ....
سيزده ساله جواني بود و ، پرسيدش امام :
مرگ در پيشت چگونه باشد اي پور حسن ؟
در جواب پيشوايش ، گفت با صد احترام :
از عسل شيرين تر است اين مرگ خونين پيش من
آن يکي گفتا : اگر هفتاد باره جان دهم
زنده گردم ، باز ، در راهت فداکاري کنم
دوست دارم ، جان به راه عترت و قرآن دهم
تا نفس دارم ، امام خويش را ياري کنم
يک زبان گفتند : کي امشب به پايان ميرسد ؟
کي شود فردا ؟ که جان در ياري قرآن دهيم ؟
جان ما بعد از شهادت ، چون به جانان ميرسد
کي شود پيش امام خود ، خدايا جان دهيم ... ؟
نام شاعر:حبيب چايچيان
إ نَّ قَوْما عَبَدُواللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالتُّجارِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالْعَبْيدِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ شُكْرا فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْاحْرارِ، وَهِيَ افْضَلُ الْعِبادَةِ.
فرمود: همانا، عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود.
و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد.
و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت ، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند؛ و اين نوع ، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
...............................................
إِنَّ اجْوَدَالنّاسِ مَنْ اعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إ نَّ اعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَةٍ، وَ إ نَّ اَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.
فرمود: همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است .
و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه - نسبت به ظلم ديگرى با آن كه توان انتقام دارد - گذشت نمايد.
صله رحم كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان ، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است .
..............................................
النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَالدّينُ لَعِبٌ عَلى الْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإ ذا مُحِصُّوا بِالْبَلا قَلَّ الدَّيّانُونَ.
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب ، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إ مرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند - و سنگ اسلام را به سينه مى زنند - .
پس اگر بلائى همانند خطر - مقام و رياست ، جان ، مال ، فرزند و موقعيّت ، ... - انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.
...............................................
إ نَّ الْمُؤْمِنَ لايُسى ءُ وَلايَعْتَذِرُ، وَالْمُنافِقُ كُلَّ يَوْمٍ يُسى ءُ وَيَعْتَذِرُ.
ضمن فرمايشى فرمود: همانا شخص مؤ من خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
.............................................
إ نّى لاارى الْمَوْتَ إ لاّ سَعادَة ، وَلاَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إ لاّ بَرَما.
فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم .
و همچنين زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم .
..............................................
مُجالَسَةُ اهْلِ الدِّناَةِ شَرُّ، وَ مُجالَسَةُ اهْلِ الْفِسْقِ ريبَةٌ.
فرمود: همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ خواهد گشت ، و همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد.
.............................................
يَابْنَ آدَم ، اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَى اللّهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْاقْدام .
فرمود: اى فرزند آدم ، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه درپيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضا و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
............................................
عِباداللّهِ لاتَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإ نَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَلاتَغْعُلُوا.
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا - و تجمّلات آن - قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل - صالح - در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه جدش باشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
میبرد در کربلا هفتادو دو ذبح عظیم
پیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین
پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشگ و آه عالمی هم در قفا دارد حسین
بسکه م حملها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمیداند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت دیباج حرم چون گل بتاراجش برند
تا بجائی که کفن از بوریا دارد حسن
بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ورنه این بی حرمتیها کی روا دارد حسین
سروران پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سرح روشن که سر از تن جدا دارد حسین
سر بقاچ زین نهاده راه پیمای عراق
مینماید خود که عهدی باخدا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون بدل از کوفیان بی وفا دارد حسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بیوفا
با کدامین سرکند ، مشکل دوتا دارد حسین
سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان ازما ، یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت میکند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب میبندد بروی اهل بیت
داوری بین باچه قومی بی حیا دارد حسین
بعد از اینش صحنهها و پردهها اشکست و خون
دل تماشا کن چه رنگین پردهها دارد حسین
ساز عشق است و بدل هر زخم پیکان زخمهای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین زیرلب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین بچشم شهریار
کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین
استاد شهریار
صد مرده زنده می شود از ذکریا حسین
فعلا ماه محرم رو با این قالب میام ..قالب قبلیم رو یکی از رفقا قاپ زده من هم دلم نمیخواد با اون قالبم یکی باشه حالا به هر دلیل یا حق

هردلی کز توشود غمزده ان دل شاد است
هر بنایی که خراب از توشود اباد است