ای آشنا به مجلس درد آشنا بیا
بیگانه نیستی به بر آشنا بیا
از بهر خود برات نجات از خدا بخواه
با نیت خلوص برای خدا بیا
ای در کف دو دشمن پست و قوی اسیر
بهر نجات خویش به زیر لوا بیا
درمانده و اسیر گرفتار ظالمی
آماده شو بخدمت به زیر لوا بیا
ای غرق در میانه گرداب معصیت
برکشتی نجات حق کبریا بیا
دل کن تهی ز حیله و کبر و غرور و ناز
محزون و دلشکسته و با التجا بیا
ایدردمند خسته برای علاج خود
برخیز با امید بدارالشفا بیا
ای نادم از خطا ومعاصی تلاش کن
با مهر و با کمال به باب عطا بیا
این مجلسیکه نسبت وی بر محمد است
پاکیزه شو ز جمله لباس خطا بیا
گر منکر اوامر حقی برو برو
گر عامل فرایض دینی بیا بیا
گر طالبی بخیل ملک هم نشین شوی
با عشق و با علاقه برای عزا بیا
این نکته را علومی زاوستاد یاد گیر
بر مجلس عزای حسین بی ریا بیا
علومی تبریزی
این ماه،ماه تولد وبلاگ منه،امیدوارم از مطالبش لذت برده باشین
امروز امیر در میخانه توئی تو
فریاد رس این دل دل دیوانه تو ئی تو
مرغ دل مارا که به کس رام نگردد
آرام توئی دام توئی دانه توئی تو
ان مهر درخشان که به هر صبح دهد تاب
از روزن این خانه به کاشانه توئی تو
آن باده که شاهد به خرابات مغان نیز
پیمود به جام و خم میخانه توئی تو
آن غل که ز زنجیر سر زلف نهادند
بر پای دل عاقل و دیوانه توئی تو
ویرانه بود هردو جهان نزد خردمند
گنجی که نهان است به ویرانه توئی تو
در کعبه و بت خانه بگشتیم بسی ما
دیدیم که در کعبه و بت خانه نوئی تو
بسیار بگوئیم و چه بسیار بگفتیم
کس نیست به غیر از تو دراین خانه توئی تو
یک همت مردانه دراین کاخ ندیدیم
آنرا که بود همت مردانه توئی تو
میرزا حبیب خراسانی
يا رب به ما تو قدرت ترك خطا بده
توفيق بندگى بدون ريا بده
از بحر بى كرانه الطاف خويشتن
بر آنچه لايقيم به ما اى خدا بده
از ما بگير كينه و كبر و حسد ولى
بر ما صفاى باطن و صدق و صفا بده
ما مجرم و تو مجرى ديوان كيفرى
حكم برائت گنه ما به ما بده
ما بنده ايم ذات تو بخشنده و رحيم
از خوان نعمتت نعمتى بر گدا بده
خون شد زهجر كربُ و بلا قلب شيعيان
بر دست ما تو تذكره كربلا بده
گويد به طعنه خصم كه مهديتان كجاست
لطفى نما و مهدى ما را به ما بده
«ژوليده» عاشق است ولى عاشق حسين
يا رب مريض عشق و صفا را شفا بده
(ژوليده نيشابورى)