سر کار بودم. از سپاه امدند،سراغ پسر کوچیکه را گرفتند. دلم لرزید، گفتم : یک هفته پیش اینجا بود. یک روز ماند بعد گفت میخوام برم اصفهان یه سر به خواهرم بزنم. این پا ان پا کردند.بالاخره گفتند : کوچیکه مجروح شده و میخواند برن بیمارستان، عیادتش.
همراهشان رفتم وسط راه گفتند : اگر شهید شده باشد چی؟ گفتم : انا لله و انا علیه راجعون. گفتند عکسش را میخواهند، پیاده شدم و راه افتادم طرف خانه. حال خانوم خوب نبود. گفت چرا اینقدر زود آمدی؟ گفتم یکی از همکارا زنگ زد، امشب از شهرستان میرسند، میان اینجا. گله کرد گفت: چرا مهمان سر زده می آوری؟ گفتم : اینها یک دختر دارن که من چند وقته میخوام برا پسر کوچیکه ببینیدش،دیدم فرصت مناسبیه. رفت دنبال مرتب کردن خانه. در کمد را باز کردم و ی عکس گشتم که یکدفعه دیدم پشت سرمه. گفتم میخوام یک عکسش و پیدا کنم و بزارم روی طاقچه تا ببینند. پیدا نشد. سر اخر مجبور شدم عکس دیپلمش و بکنم.
دم در، خانوم گفت : تلفنمون چند روزه قطعه، ولی ماله همسایه ها وصله.
وقتی رسیدم پیش بچه های سپاه گفتم : تلفنو وصل کنین، دیگه خودمون خبر داریم. گفتند : چشم.
یکی دو تا کوچه نرفته بودیم که گفتند : حالا اگر پسر بزرگه شهید شده باشه؟ گفتم : لابد خدا میخواسته ببینه تحملشو دارم.
خیالشان جمع شد که فهمیده ام هم بزرگه رفته هم کوچیکه.
نقل از پدر شهیدان مهدی و مجید زین الدین
+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 0:13  توسط سید مصطفی
|
در سال 1898 میلادی «تئودور هرتصل» خبرنگار و نویسنده یهودی در اتریش كتابی تحت عنوان «دولت یهود» منتشر كرد. وی در این كتاب از تشكیل یك دولت یهودی دفاع كرده و به افكار عمومی غرب برای استقبال از جنبش صهیونیستی یك زمینه فكری داد. از آنجایی كه یهودیان در آلمان بیش از سایر كشورها نفوذ سیاسی و آزادی عمل داشتند لذا هرتصل ابتدا سعی كرد از طریق دولت آلمان نظر سلطان عثمانی را برای اسكان یهودیان در فلسطین جلب نماید لكن مساعی مورد بحث به دلایل متعدد سیاسی از جمله اعلام جهاد مسلمین علیه مهاجمین خارجی با موفقیت مواجه نگردید. به همین دلیل یهودیان خود را به دامن انگلستان انداختند.
در مذاكراتی كه سران یهود با «سایكس» نماینده انگلستان داشتند به او اطمینان دادند كه در «جامعه ملل» از تحتالحمایگی فلسطین از طرف انگستان دفاع خواهند كرد و به فرانسه یا دولت دیگری اجازه نخواهند داد تا فلسطین را تحتالحمایه خود سازد. از سوی دیگر به «سایكس» قول اعطای هر گونه و هر اندازه وام را دادند و نیز متعهد شدند كه دولت ایالات متحده آمریكا را برای دخالت در جنگ به سود متفقین و علیه آلمان تحت فشار بگذارند. این اقدامات در واقع زمینه را برای انتشار «اعلامیه بالفور» در تاریخ 2 نوامبر 1971 آماده كرد.«بالفور»، وزیر خارجه وقت انگلستان طی نامهای خطاب به لرد روچیلد، مژده تشكیل وطن ملی یهود را میدهد، این نامه به «اعلامیهبالفور» شهرت یافت. در این اعلامیه آمده بود:
«نظر به علاقه خاصی كه دولت انگلستان به تشكیل وطن ملی یهود در فلسطین دارد، برای نیل به این هدف و تسهیل وسایل آن كوشش خواهد كرد.»
پس از صدور «اعلامیه بافور» نیروهای نظامی انگلیس در 9 دسامبر 1971 بیتالمقدس را اشغال كردند و تا پاییز 1918 توانستند همه نیروهای نظامی عثمانی در فلسطین را مجبور به تسلیم كرده و سراسر سرزمین این كشور را به تصرف خویش درآورند. در سال 1919 میلادی كنفرانس «سان رمو» كه از نمایندگان فرانسه، انگلیس و ایتالیا، تشكیل شده بود پس از بررسی اوضاع همه جانبه فلسطین موافقت خود را مبنی بر تحتالحمایگی فلسطین به وسیله بریتانیا اعلام داشت. در تاریخ 24 ژوئیه 1922 قیمومیت انگلستان برفلسطین رسماً توسط شورای «جامعه ملل» به تصویب رسید.در پرتو حمایت انگلستان و علیرغم مخالفت اعراب، مهاجرت یهودیان به فلسطین كه از چند سال پیش آغاز شده بود سرعت بیشتری پیدا كرد. از سوی دیگر سیاست ضد یهود «هیتلر» باعث شد تعداد مهاجران اروپایی باز هم بیشتر شود. به طوری كه در سال 1946 میلادی از 560/972 / 1 نفر جمعیت فلسطین، بیش از 608 هزار نفر آنها را یهودیان تشكیل میدادند. در حالیكه تعداد یهودیان در سال 1918، حدود 56000 نفر بود. بیشتر این مهاجرین از اروپایی شرقی بودند.به موازات ازدیاد جمعیت یهودیان در فلسطین و بالاگرفتن قدرت سیاسی آنها در منطقه، تودههای عرب كه از نفوذ یهودیان خشمگین و در عین حال نگران شده بودند انگلستان را تحت فشار گذاشتند تا از صهیونیستها جانبداری نكند. در این هنگام صهیونیستها در فلسطین عملاً یك نیروی خود مختار بوجود آورده و یك ارتش سری به نام «هاگانا» درست كرده بودند. وظیفه این ارتش ترور مخالفان و مبارزه با تودههای عرب بود.
انگلستان برای ساكت كردن تودههای عرب و جلوگیری از طغیان آنان در سال 1939 «كتاب سفید» را منتشر كرد و اعلام داشت یهودیان میتوانند در فلسطین یك كانون ملی داشته باشند اما حق تأسیس دولت مستقل را ندارند. این اعلامیه خشم صهیونیستها را برانگیخت و تصمیم گرفتند برخلاف نظر انگلیسیها نیات خود را عملی سازند. اما در این زمان جنگ جهانی دوم آغاز شد و مسئله فلسطین تحتالشعاع اخبار مربوط به جنگ قرار گرفت.
بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1947 انگلستان اعلام كرد سال بعد، از فلسطین بیرون خواهد رفت و اداره آن را به سازمان ملل خواهد سپرد. در تاریخ 29 نوامبر 1947 مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامهای فلسطین را به سه قسمت كرد. 43 درصد آن را در اختیار عربها و 56 درصد آن را در اختیار یهودیان قرار داد. بیتالمقدس نیز بینالمللی اعلام گردید.
زمانی كه قیومت بریتانیا بر فلسطین در 15 مه 1948 به پایان رسید در واقع تمامی نهادهای سیاسی فلسطینی از بین رفته بود و هیچ سازمانی برای پر كردن خلاء موجود، وجود نداشت. صهیونیستها كه بر نواحی كشور یهود در قطعنامه تقسیم مسلط بودند یك شورای موقت حكومتی مركب از 38 عضو تأسیس كردند كه به نوبه خود یك كابینه 13 نفره را انتخاب كرد. همان روز «دیوید بن گوریون» که بعداً مقام نخست وزیری و وزارت دفاع را به عهده گرفت، تشكیل دولت را اعلام كرد. بلافاصله بعد از این اعلام، دولتهای ایالات متحده آمریكا و اتحاد جماهیر شوروی، اسرائیل را به رسمیت شناختند...
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 16:48  توسط سید مصطفی
|