تبليغاتX
فراق - دلم گرفته
این الطالب بدم المقتول بکربلا
دلم گرفته ، ای دوست! هوای گریه با من

گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من؟

نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من

ز من هر آن که او دور، چو دل به سینه نزدیک

به من هر ان که نزدیک، از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی، به یاد آشنا من

زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟

که گویدم به پاسخ، که زنده ام چرا من

ستاره ها نهفتم، در آسمان ابری

دلم گرفته ، ای دوست هوای گریه با من...
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:5  توسط سید مصطفی  |