تبليغاتX
فراق - موجیم و وصل ما...
این الطالب بدم المقتول بکربلا
موجیم و وصل ما، از خود بریدن است

ساحل بهانه ایست، رفتن رسیدن است

تا شعله در سریم، پروانه اخگریم

شمعیم و اشک ما، در خون چکیدن است

ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم

پرواز باله ما، در خون تپیدن است

پر میکشیم و بال، در پرده ی خیال

اعجاز زوق ما، در پر کشیدن است

گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی

پاسخ همین تو را، تنها شنیدن است

بی درد و بی غم است، چیدن رسید است

خامیم و درد ما، از کال چیدن است

زنده یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:1  توسط سید مصطفی  |